دوربین های مدارس رو خاموش کنید
روزهای پایانی سال ۱۳۸۰ بود و من و دو همکارم ماموریت داشتیم تعدادی دوربین مداربسته از طرف شرکت امنیتی حفاظتی در مدرسه موسیقی دختران (هنرستان موسیقی تهران ) به مدیریت خانم ملیحه سعیدی نصب و اجرا کنیم ، بنابراین در محیط حاضر شدیم و روال همیشگی لباس هامون رو تعویض کردیم ومشغول به سیم کشی شدیم ، مدرسه در چند طبقه بود کمی هم بزرگ و تودرتو ی سالن شبیه آمفی تئاتر و سن داشت که اونجا چند تا پایه نت بود و چند تا ساز جور و واجور که من از بین اونها پیانو و گیتار رو میشناختم ، تعداد هنر جو های حاضر در مدرسه حدودا ۹۰نفر بود که از رفتارشون با پرسنل آموزشی مشخص بود از خانواده های سطح متوسط و بالایی بودند البته از نظر مالی ، چرا این رو میگمچون مشخصا رفتار کادر آموزشی محتاطانه وبا احترام بود ، البته یکطرفه و هنر آموزان خیلی معادی ادب نبودند ، بهرحال ما برای ۲تا ۳ روز عملیات کابل کشی رو انجام دادیم و حالا در روز چهارم مقررر شده بود که نصب دوربین های مداربسته رو که در اون موقع همگی آنالوگ هم بود شروع کنیم که یکباره ی اتفاق میشه گفت نادر افتاد حداقل برای من و تیم همکارام
معمولا با توجه به محیط هایی که برای نصب دوربین مراجعه میکردیم ابزار هامون رو مراقب بودیم که هم گم نشود و هم اینکه در دسترس باشه ، بنابر نوع محیط هنرستان خیلی از ابزار های من و همکارانم در طبقات رها شده بود و حالا اتفاقی که خوشایند نبود افتاده بود و چند تا ابزار کاربردی از ما سرقت شده بود
ما اونجا بودیم که دوربین نصب کنیم و مدیر هنرستان رو برای مدیریت بهتر یاری کنیم و البته حقوق دریافت میکردیم بابت همین کار ، خیلی برامون باورش سخت بود که دختران با روحیه هنری و هنر جو از ما سرقت ابزار کرده باشند ، عادی بود که اول شروع به جستجو کردیم و حالا مطمئن بودیم به ما دستبرد زدند ، اما اثبات این کار ساده نبود …


